گریه کنیم یا ببالیم؛ 1800 استاد تمام دانشگاههای آمریکا ایرانی هستند
به گزارش فارس، چگینی نماینده وزارت امور خارجه در جلسه کارگروه علمی شورای
عالی ایرانیان خارج از کشور که در سالن جلسات وزارت علوم برگزار شد، اظهار داشت: یکهزار
و 800 استادتمام ایرانی در دانشگاههای آمریکا تدریس میکنند که باید به فکر راههای
جایگزین برای استفاده از این اساتید بود.
وی افزود: 80 هزار دانشجوی ایرانی در خارج از کشور مشغول تحصیل هستند که 20
هزار نفر از آنها دانشجوی مقطع دکترا هستند که این ارقام آسیبشناسی خاص خود را
دارد و باید هزینه و فرصتی که این دانشجویان برای کشور دارند، بررسی شود.
در این جلسه قاسمی مدیر کل مدارس خارجی وزارت آموزش و پرورش گفت: وزارت آموزش
و پرورش ظرفیت خوبی برای تأسیس مدرسه بینالمللی در خارج از کشور دارد؛ این
وزارتخانه در 101 کشور 142 مجتمع آموزشی تأسیس کرده است.
وی ادامه داد: 300 تا 400 هزار دانشآموزان ایرانی در خارج از کشور به سر میبرند
که تنها 17 تا 18 هزار نفر مشغول تحصیل در مدارس ایرانی هستند.
خیام و فیتزجرالد
چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
انگارکه هرچه هست درعالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم نیست
مطالعه این ترجمه آدمی را به شگفتی وامیدارد.زیرا فیتزجرالد به زبان فارسی تسلطی نداشت و همواره در درک یک مضا ویک مفهوم در میماند و ناگزیر میشد نامه ای به دوست دیرینش پرفسورکاول،استاد فارسی و سنسکریت در دانشگاه کلکته بنویسد و تا وی با پیک قرن نوزدهم پاسخ دهد چشم به راه بنشیند.همین ناتوانی سبب عادت او شد.زیرا ناچار مفهوم و مضمونی که از یک درک میکرد در قالب عبارات انگلیسی میریخت اما این قالبها را چنان زیبا انخاب میکرد که گاهی ترجمه او شیرین تر از رباعی میشد.ترجمه فیتز جرالد در جامعه انگلیسی زبان ادبیاتی بوجود آورد که به آن "ادبیات عمری" میگویند که درباره ی آن و چاپ های بیشماری که از آن شده و اثری که داشته و دارد،باید کتابها نوشت.
مقایسه خیام و فیتز جرالد:خیام و فیتز جرالد در مقایسه با یکدیگر یکی از شگفتیهای تاریخ هستند.دو شخصیت یکی درشرق جهان در اوایل قرن دوازدهم میلادی و یکی در غرب جهان در اواسط قرن نوزدهم هزارها کیلومتر دور از هم باهفت قرن فاصله در تاریخ زندگی،از هر جهت بهم شباهت کامل دارند.هردو یکسان فکر میکنند.تراوشات اندیشه های هر دو یکی است. هر دو از کارهای دیوانی و دولتی گریزانند و روزگار هر دو به مطالعه و تحقیق میگذرد و هر دو از نظر مالی نیز در رفاه و آسایش بسر میبرند.خیام مورد توجه خاص ملکشاه سلجوقی مقتدرترین فرمانروای ایران دوره اسلامی و دارای حقوق و وظیفه کافی است.فیتز جرالد از پدری ثروتمند ارث گزافی نصیبش شده است.این ارث آنقدر بود که میتوانست تمام عمرش را به راحتی بگذراند.در دهستان وردبریچ خانه وسیعی داشت.در آن خانه کتابهای دلخواه خودش را فراهم کرده بود که مطالعه آنها او را از جهان دون روزگار بوقلمون غافل میساخت.در این خانه تعدادی حیوانات اهلی وجود داشت که مایه سرگرمی او بودند و تنی چند نوکر و دهقان که وسایل راحتی او را فراهم میکردند.گاهی برای دیدن دوستان و خرید کتاب و پرده نقاشی و رفتن به تآتربه لندن میامد.اما هیاهو وقیل وقال این شهر بزرگ را هیچوقت دوست نداشت.خلاصه تمام وسائل و اسبابی کهآنها را لازمه ی یک زندگی سعادتمند میدانیم برای او جمع شده بود.خودش نیز قدر این نعمت ها را میدانست.در نامه ای که به یکی از دوستان نوشته است دوران خوش خود رابیان کرده است:"در اینجا به رضا و خرسندی زندگی میکنم و شاید اکثر کسانی هم که راضی و خوشنودند از من خوشتر نباشند و نیز اگر بخواهم حق نعمت را ادا کنم باید بگویم که سعادت کامل دارم.روزی آفتابی است و همه صبح بر روی نیمکتی در باغ دراز میکشم وشرح حال نرون را میخوانم.بلبلی میخواند و کمی دورتر گل شقایقی گستاخانه به خورشید نگاه میکند..." با اینهمه از اوضاع زمانه که دائم در حال دگرگونی است غافل نیست و بخوبی میدان سعادتی که درآن غوطه ور است دوامی نخواهد داشت.دیر یا زود اقبال بدل به او بار خواهد شد.به همین جهت در پایان نامه مذکور مینویسد:"خیال میکنید که در کمال نعمت و راحت زندگی میکنم؟اما امروز اتفاقآ روز خوشی است،انسان همیشه تندرست و سرخوش نیست وهوا نیز همیشه صاف نیست و بلبلان هر روز نمیخوانند." این نوع تفکر دقیقآ منطبق برا تفکرات حکیم عمر خیام است.
این مزرعه گل کنشت من و توست
روزی دو سه دوزخ و بهشت من و توست
آن کوزه که امروز بدو خوردی آب
یک چند دگر قالب خشت من و توست
... * ...
ای دل همه اسباب جهان خواسته گیر
باغ طربت به سبزه آراسته گیر
آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم
بنشسته و بامداد برخاسته گیر
خیام و فیتز جرالد هر دو به عاشقی میمانند که در آغوش معشوقه از زلال وصال سیراب است.امااز وحشت اینکه بزودی ایام فراق فرا خواهد رسید و در روزگارهجران روی خواهد نمود اشک میریزد و ناله سر میدهد و به تعبیر حافظ "در آن برگ و نوا خوش ناله های زاری دارند"
گویند بهشت و حور و کوثر باشد
جوی می و شیر و شهد و شکر باشد
پر کن قدح باده و بر دستم نه
نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد
برچسب ها:
خیام و فیتزجرالد ،