فرآیندهای زبانی زیرمجموعه فرآیندهای شناختی در معنی عام آن به شمار می آیند...

 

جهانی که علوم پیوسته مفاهیم و روش ها را از همدیگر به عاریت می گیرند معنی شناسی شناختی در نتیجه تاثیرپذیری زبان شناسی از روانشناسی گشتالت و روانشناسی شناختی پدید آمد.

در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در امریکا تحت تاثیر نگرش های لیکاف (۱۹۸۷)، جانسون (۱۹۸۷) و لانگاکر (۱۹۸۷) حرکت جدیدی در معنی شناسی به وجود آمد که بعدتر با نام معنی شناسی شناختی معرفی شد.پیدایش این نگرش جدید رویداد مهمی در مسیری که زبان شناسی به ویژه در امریکا طی می کرد، محسوب می شد زیرا از اوایل قرن بیستم با شکل گیری زبان شناسی ساختگرای امریکایی تحلیل های معنایی به کنار نهاده شد تا زبان شناسی بتواند به عنوان حوزه مطالعه ای که از روش های پژوهشی، علمی در تحلیل ساختار بهره می جوید در فهرست علوم قرار گیرد. پس از آن نیز با پیدایش شکوفایی و اوج گرفتن دستور زایا که با معرفی آرای چامسکی اتفاق افتاد، معنی شناسی هر چه بیشتر مطرود شد و بررسی های نحوی کانون مطالعات زبانی قرار گرفت.بنابر آنچه گفته شد شکل گیری معنی شناسی شناختی به دلیل اهمیت یافتن مطالعات معنی شناختی در قرن بیست و یکم به نوبه خود حائز اهمیت است. البته این نگرش ویژگی هایی دارد که موجب می شود پیوسته طرفداران آن افزایش یابد و هر سال بر تعداد مقالات نوشته شده درباره مباحث مطرح در این حوزه مطالعه افزوده شود و پایان نامه های متعددی در همین ارتباط به نگارش درآید.



ویژگی های نگرش معنی شناسی شناختی

لفظ معنی شناسی شناختی را نخستین بار لیکاف در مقاله ای با همین نام به کار برد و پس از آن بود که این نگرش همواره با شش ویژگی اصلی معرفی شد.

۱) تلقی معنی به مثابه ساختاری ذهنی، نه مبتنی بر سنجش صدق و کذب.

2) به کارگیری مدل های ادراکی در تبیین مسائل زبانی در این نگرش، ساز و کارهای زبانی مشابه ساز و کارهای ادراکی اند و این دو در تعامل با یکدیگر قرار دارند.

3) باور به اینکه معانی با استناد به ساختارهای هندسی، فضایی و ملموس شکل می گیرند. این ساختارها فضاهای ادراکی را به وجود می آورند که ابعاد کیفی متفاوتی دارند. چندی از این ابعاد به وسیله گیرنده های حسی ما درک می شوند. توان بازسازی و درک و تولید چندی دیگر به شیوه اکتسابی حاصل می شود. دریافت برخی دیگر از این ابعاد نیز به فرهنگ وابسته است.

۴) در این چارچوب طرح واره های تصوری [image schemas] که ساختاری فضایی دارند، اصلی ترین الگوهای شناختی به شمار می آیند.

5) از میان حوزه های زبان، در این نگرش معنی شناسی حوزه مبنا به شمار می آید و به دلیل زیرساخت ادراکی آن است که می تواند ساز و کارهای ارتباطی میان عناصر زبان را در سایر حوزه ها تحت تاثیر قرار دهد.

6) در معنی شناسی شناختی مقوله بندی عناصر زبانی از نوع پیش نمونه بنیاد است.

 بسترهای معنی شناسی شناختی

در جهانی که علوم پیوسته مفاهیم و روش ها را از همدیگر به عاریت می گیرند معنی شناسی شناختی در نتیجه تاثیرپذیری زبان شناسی از روانشناسی گشتالت و روانشناسی شناختی پدید آمد. در معنی شناسی شناختی باور بر این است که تکوین مفاهیم و گزاره ها، استعاره و مجاز و مقوله بندی زبانی و ذهنی از پدیده های جهان خارج همگی به عنوان بخشی از روند کلی شناخت آدمی از جهان خارج صورت می پذیرند.

به بیان ساده تر فرآیندهای زبانی زیرمجموعه فرآیندهای شناختی در معنی عام آن به شمار می آیند. بر این اساس از هنگامی که کودک قدم به این جهان می گذارد و از طریق حواس پنجگانه اش و توانمندی های ذاتی به ودیعه نهاده شده در وجودش شروع به شناخت جهان اطراف می کند، دانش پیش نمونه ای و طرح واره ای نیز شکل می گیرد.

مفاهیم مهم معنی شناسی شناختی

همان گونه که پیش از این در قالب ویژگی های نگرش معنی شناسی شناختی مورد اشاره قرار گرفت، پیش نمونه ها و طرح واره ها هر دو ابزار مقوله بندی اند. بدون توانمندی مقوله بندی پدیده های جهان خارج، انسان در محیطی آشوب گونه سردرگم می ماند ولی مقوله بندی از رهگذر وجود پیش نمونه ها و طرح واره ها به شناخت او از جهان سامان می بخشد و موجب می شود که او بتواند پدیده ها و پدیدارها را در قالب مقولات طبقه بندی کند.

تصمیم گیری درباره عضویت یک چیز در مقوله از طریق مقایسه آن چیز با مولفه های پیش نمونه کانونی صورت می گیرد. ولی هیچ یک از اعضای مقوله دقیقاً مانند سایر اعضا یا مانند پیش نمونه نیست، بلکه این شباهت نسبی است. برای مثال به مقوله غذاها در فرهنگ ما توجه کنید. لازم به ذکر است که در اینجا منظور از غذا، خوراکی است که در یکی از وعده های ناهار یا شام صرف می شود.

با معرفی یک پیش نمونه کانونی برای مفهوم غذا در فرهنگ ما، مفاهیم دیگری نیز به دلیل شباهت با آن در همان مقوله قرار می گیرند که برخی، به پیش نمونه فرهنگی ما نزدیک تر و برخی دورترند. برای نمونه شاید بتوان گفت که «پلو و خورشت» می تواند پیش نمونه غذای ایرانی باشد، زیرا به دلایل فرهنگی، اقتصادی، سلیقه ای و جز آن بسامد وقوع آن در سفره ایرانی بالاتر از بقیه انواع غذاها است. ولی در همین مقوله غذاهای دیگری هم قرار دارند که برخی به دلیل حداقل شباهت با پیش نمونه کانونی به خطوط حاشیه ای مقوله نزدیک تر هستند. در این ارتباط می توان از مقولات رنگ ها، اسباب و اثاثیه منزل، انواع اتومبیل، درختان، گل ها و جز آن صحبت به میان آورد.

طرح واره ها تحت تاثیر تجربه فیزیکی حرکت، اعمال نیرو، در هم شکستن موانع، عمل و عکس العمل، خاصیت ظرف و مظروفی پدیده ها، چرخش، ارتباط، دوری و نزدیکی، جهت و جز آن شکل می گیرند. طرح واره ها الگوهای ادراکی و پیش مفهومی اند که در مراحل بعد انسان آنها را به حوزه های انتزاعی و مجرد نیز تعمیم می دهد.

مثلاً تجربه فیزیکی ما از حرکت در مسیر، به ایجاد طرح واره حرکتی می انجامد. این ساختار ذهنی و پیش مفهومی انسان را قادر می سازد تا بتواند مفاهیم بسیار مجرد و ذهنی را نیز در قالب طرح واره حرکتی بیان کند؛ مثلاً در این جمله که مریم در مسیر موفقیت فراز و نشیب های بسیاری را تجربه کرد؛ برای موفقیت مسیری در نظر گرفته شده است، به همین دلیل تجربه فیزیکی حرکت در مسیر موفقیت قابل درک می شود.از جمله مفاهیم مهم دیگر در چارچوب این نگرش عبارتند از:

فرآیندهای شرح صحنه، ضبط صحنه و فضاهای ذهنی

به اعتقاد لانگاکر (۱۹۹۰)، سخنگویان زبان در مواجهه با هر رویدادی قادر هستند نقطه شروع، نقطه پایان، وقایع جزیی و شرکت کنندگان در رویداد را شناسایی کنند. برای نمونه صحنه ای را در نظر بگیرید که در آن فردی با کلید دری را باز می کند. بیننده قادر است کنشگر که انجام دهنده عمل است، ابزار که همان کلید است، کنش پذیر که قفل در است و رویداد که باز شدن است را از هم متمایز کند. شرح صحنه بر حسب نوع انتخاب های گوینده می تواند صورت های متفاوتی بیابد. بر همین اساس جملات (۱) تا (۳) همگی رویداد فوق را می نمایانند.

(۱) مریم با کلید قفل را باز کرد.

(۲) کلید قفل را باز کرد.

(۳) قفل باز شد.

بنابراین تحت تاثیر چگونگی انتخاب گوینده از عناصر صحنه، یک ساخت منطقی ذهنی می تواند به صورت های متفاوتی بیان شود. ضبط صحنه که زمینه تعابیر بعدی را پدید می آورد نیز می تواند به صورت ضبط مختصر و ضبط مفصل صورت گیرد.

هر یک از این دو مورد میزان توجه گوینده را به جزئیات یک رویداد می نمایاند. برای نمونه جمله (۱) مورد اشاره، نسبت به جمله (۳) ضبط مفصل به شمار می آید. باید توجه داشت که ضبط صحنه مختصر زمینه را برای تعابیر گسترده تری فراهم می آورد. یعنی تعداد تعابیر جمله (۳) به مراتب بیشتر از تعداد تعابیر جمله (۱) است. به عنوان آخرین مطلب توصیف مختصری از فضاهای ذهنی ارائه می دهیم. فوکونیه اندیشه فضاهای ذهنی را به تبع جهان های ممکن معرفی شده از سوی لایب نیتس مطرح کرد.

فضاهای ذهنی، الگوهایی شناختی هستند که برای معرفی یک پدیده یا یک پدیدار به کار گرفته می شوند. شناسایی از طریق فضاهای ذهنی معمولاً در مقایسه با فضای موجود در جهان واقعی روی می دهد. مثلاً وقتی می گوییم چقدر لاغر شده ای فضای ذهنی ای که مخاطب را در آن در نظر گرفته ایم با یک فضای ذهنی پیشین مورد مقایسه قرار گرفته است؛ یا وقتی می گوییم این میز ناهارخوری در نمایشگاه لوازم منزل کوچک تر به نظر می رسید؛ دقیقاً چنین مقایسه ای را بین دو فضای ذهنی انجام داده ایم. چنین به نظر می رسد که بخش قابل توجهی از شناخت ما درباره محیط پیرامون از رهگذر مقایسه بین فضاهای ذهنی تحقق پذیرد.

آخرین دستاوردهای معنی شناسی شناختی

از جمله مطرح ترین اندیشه های معرفی شده در معنی شناسی شناختی که این روزها طرفداران بسیاری دارد، می توان به شعرشناسی شناختی، نظریه چارچوب های معنایی و نظریه تلفیقی اشاره کرد. شعرشناسی شناختی از ابزارهای نظری معنی شناسی شناختی در تحلیل متون ادبی استفاده می کند. نظریه چارچوب های معنایی، نگرشی است که در درج ویژگی های معنایی برای مدخل های واژگانی کارایی بسیار خواهد داشت و نظریه تلفیقی به چگونگی شکل گیری مجاز و استعاره در نگرش شناختی می پردازد. نوآوری این نظریه در ارائه ابزارهای هم شکل و همسان در توصیف استعاره و مجاز است.

 

دکتر آزیتا افراشی/ روزنامه شرق