با توجه به نظریه رشد شناختی ویگوتسكی یا نظریه اجتماعی - فرهنگی رشد (Sociocultural theory of Development)، او معتقد است که رشد شناختی كودك عموما به مردمی كه در دنیای او زندگی می كنند وابسته است و دانش، نگرش و ارزشهای فرد در تعامل با دیگران تحول می یابد. در واقع، رشد شناختی فرد بدون در نظر گرفتن محیط فرهنگی – اجتماعی او قابل درك نخواهد بود.

كاركردهای ذهنی:

كاركردهای نخستین ذهنی (Primary Mental Functions) به فرایندهای ذهنی مانند توجه، ادراك، حافظه و تفكر اشاره دارد. این كاركردهای ذهنی در سالهای آغاز عمر بطور طبیعی وجود دارند و در انسان و حیوان یافت می شوند. ویژگی مهم آنها غیرارادی بودن و نا آگاه بودن است. مثلا حافظه در شكل اولیه اش عبارت است از شكل گیری خود بخودی یك تداعی بین دو رویداد كه با هم رخ می دهند. گربه صدای بازكردن در قوطی غذا را با غذا تداعی می كند. یا توجه در شكل نخستین خود، یك حركت خود بخودی و غیرارادی است؛ مثلا هم انسان و هم حیوان پس از شنیدن یك صدای شدید، بدون اراده بسوی آن توجه می كنند.

كاركردهای عالی ذهنی (High Mental Function)  مثل استدلال منطقی، توجه انتخابی و زبان و ..... ویژه انسانند و بر اساس كاركردهای نخستین تحول می یابند.

تفاوت كاركردهای عالی ذهنی با كاركردهای نخستین ذهنی در این است که کارکردهای عالی ذهنی، زیر كنترل انسانی قرار دارند و با اراده او انجام می شوند، خاستگاه اجتماعی دارند و به كمك ابزارهای روانشناختی رخ می دهند و همچنین ازطریق تعامل بین فرد و زمینه اجتماعی او تحول می یابند

قانون كلی رشد فرهنگی – اجتماعی در نظریه ویگوتسكی:

هر كاركرد عالی ذهنی، پیش از آنكه بصورت یك فرایند روانشناختی در شخص رخ دهد، ابتدا در یك سطح اجتماعی وجود دارد. ویگوتسكی این موضوع را به عنوان انتقال از سطح بین ذهنی به درون ذهنی توصیف كرده و رشد تدریجی كاركردهای عالی ذهنی از طریق تعامل اجتماعی را درونی سازی نام نهاده است. مثال: توانایی تفكر انتقادی می تواند از تعامل اجتماعی مانند پرسش و پاسخ به روش سقراطی ایجاد شود.

درونی سازی: (Internalization):

به فرایند تبدیل تدریجی تجارب یا فعالیتهای اجتماعی بیرونی به فرایندهای عالی ذهنی درونی سازی می گویند. این فرایند از طریق یك واسطه  امكان پذیر می شود.

گفتار خود محورانه: (Egocentric speech):

گفتار خود محورانه از دید ویگوتسكی، چگونگی تبدیل تعامل یا روابط اجتماعی به كاركردهای ذهنی را نشان می دهد. ویگوتسكی این نوع گفتار كودك را بر اساس مفهوم درونی سازی توضیح می دهد و می گوید گفتار خود محورانه، گفتار اجتماعی است كه جریان درونی سازی بسوی گفتار درونی را نشان می دهد.

مراحل رشد زبان از دید ویگوتسكی:

1-  گفتار اجتماعی یا گفتار بیرونی:  پیش از سه سالگی ظاهر می شود و نقش آن كنترل رفتار دیگران است. مثلا: وقتی كودك به مادرش می گوید شیر می خواهم از این طریق به كنترل رفتار دیگران اقدام می كند.

2-  گفتار خود محورانه: بین 3 تا 7 سالگی رخ می دهد. این نوع گفتار، مرحله انتقالی گفتار بیرونی به گفتار درونی است. در این مرحله كودكان غالبا برای كنترل رفتارشان با خودشان حرف می زنند. مثلا: هنگام انجام كاری، آنچه را كه انجام می دهند به زبان می آورند. نقش گفتار خود محورانه كنترل و هدایت رفتار خود است.

3 – گفتار درونی:  پس از 7 سالگی ظاهر می شود . گفتار درونی با خود سخن گفتن بطور بی صداست. گفتار درونی به اندیشه و رفتار انسان جهت می دهد و در همه كاركردهای عالی ذهنی وجود دارد.

تفكر و زبان از دید ویگوتسکی:

در نظریه ویگوتسكی، تفكر و زبان در كودكان بصورت دو فعالیت مستقل از هم شروع می شوند؛ در ابتدا تفكر پیش زبانی یا تفكر بدون زبان و زبان پیش عقلی، یا گفتار بدون تفكر وجود دارد.

مثلا كوشش كودكان در ماههای اول زندگی برای حل كردن مسائلی مانند دستیابی به اشیا و بازكردن در موردی از تفكر بدون زبان است و یا اینکه غان و غون كردن كودك با هدف جلب توجه یا خوشحال كردن بزرگسالان موردی از زبان بدون تفكر است.

در حدود 2 سالگی منحنی های مجزای تفكر و پیش زبانی و زبان پیش عقلی به هم می رسند در نتیجه تفكر، زبانی و زبان، عقلانی می شود.

در فاصله 2 تا 7 سالگی، زبان هم نقش درونی (هدایت و جهت دهی به تفكر ) و هم نقش بیرونی ( انتقال نتایج تفكر به دیگران) را ایفا می كند.

خود نظم دهی (Self-regulatory): توانایی اندیشیدن و حل كردن مسائل بدون كمك دیگران است و به كنترل فرد بر فرایندهای شناختی اش (تفكر، حافظه و ....) گفته می شود.

مراحل خود نظم دهی:

1 – نخست كودك یاد می گیرد كه اعمال و صداها دارای معنی اند. بعنوان مثال: كودك می آموزد كه دست دراز كردن او بسوی یك شی برای دیگران این گونه معنی می دهد كه او آن شی را می خواهد.

2 – انجام تمرین: كودك حركاتی را كه باعث جلب توجه دیگران می شود تمرین می كند و نیز برای تسلط بر زبان با دیگران به گفتگو می پردازد.

3 – استفاده از علامت برای تفكر و حل مسئله بدون كمك دیگران. در این مرحله كودكان خود نظم دهنده یا خودسامانگر می شوند.

منطقه تقریبی رشد:

منطقه تقریبی رشد در نظریه ویگوتسكی اهمیت تعامل اجتماعی را در رشد و یادگیری نشان می دهد.

ویگوتسكی می گوید كودكانی كه به تنهایی از عهده انجام پاره ای تكالیف یادگیری بر نمی آیند به كمك بزرگسالان یا دوستان بالغ تر و آگاه تر از خود انجام آن كارها را یاد می گیرند.

توانایی كودك در حل مسائل بطور مستقلانه (آنچه كه در نظر پیاژه است ) معرف سطح كنونی رشد او و توانایی اش در حل مسائل به كمك دیگران نشان دهنده سطح رشد بالقوه اوست.

منظور از منطقه تقریبی رشد، تفاوت بین سطح كنونی یا سطح رشد واقعی كودك و سطح رشد بالقوه اوست. بعبارت ساده تر منطقه تقریبی رشد به دامنه ای از تكالیف گفته می شود كه كودك به تنهایی از عهده انجام آنها بر نمی آید اما به كمك بزرگسالان یا دوستان بالغ تر از خود قادر است آنها را انجام دهد.

رشد شناختی زمانی به حداكثر می رسد كه در منطقه تقریبی رشد، تعامل اجتماعی صورت پذیرد.

ویگوتسكی معتقد است که آزمونهای هوش، عملكرد مستقلانه ی كودك یعنی سطح رشد فعلی او را می سنجد. به باور ویگوتسكی، آنچه كودكان به كمك دیگران می توانند انجام دهند بیشتر معرف توانایی واقعی آنان است تا آنچه به تنهایی از عهده اش بر می آیند. بنابراین برای شناسایی رشد كودكان، باید هم سطح رشد فعلی و هم سطح رشد بالقوه آنان را شناخت.