رادیو فردا - بزرگانی را در تاریخ می‌توان برشمرد که هر یک عمری را وقف اثری به‌یادماندنی کرده‌اند، مانند آنتونی گائودی، معمار اهل کاتالونیای اسپانیا، که ۴۳ سال را وقف طراحی و ساخت بنای کلیسای جامع «ساگرادا فامیلیا» [خانواده مقدس] در شهر بارسلونا کرد، بنایی که هنوز هم کاملا به پایان نرسیده است. احسان یارشاطر و تلاش مادام‌العمر وی برای تکمیل دانشنامه «ایرانیکا» را نیز باید در زمره خلق توام با خستگی‌ناپذیری این آثار سترگ قلمداد کرد.

روزنامه «نیویورک تایمز» با مروری بر فعالیت های احسان یار شاطر یادآوری می کند که وی در سن ۵۳ سالگی این سفر بلند پروازانه را آغاز کرد تا یک دانشنامه کامل و جامع از تاریخ و فرهنگ ایران را تهیه کند. در سن ۷۵ سالگی او شروع کرد به جستجو برای جانشینی برای خود، اما کسی را نیافت و بنابراین به کار ادامه داد. امروزه در سن ۹۱ سالگی او به حرف «کاف» رسیده است.

او به خوبی می داند که قادر به پایان بردن این کار بزرگ نخواهد بود چون همراه با پیشرفت کار دامنه اطلاعات گسترش می یابد و هر بار مدخل جدیدی باید افزوده شود و یا برخی از مطالب حک و بازنویسی شوند. به همین خاطر احسان یار شاطر در نهایت یک بنیاد خصوصی با سرمایه ای قریب به ۱۲ میلیون دلار را با کمک مالی دیگران تاسیس کرد و سه محقق را به عنوان سردبیران ارشد به جای خود برگزید.

روزنامه « نیویورک تایمز» می نویسد که ابعاد تحقیقاتی که احسان یارشاطر برگزیده است واقعا هولناک می نماید. او چندین هزاره از تاریخ و فرهنگ ایران و تاثیر و تاثرات آن در منطقه خاورمیانه، شبه قاره هند و آسیای میانه را در دستور کار قرار داده است.

علی بنوعزیزی، پروفسور مطالعات ایران و خاورمیانه، می گوید: «تاکنون هیچ کار دیگری از نظر کیفیت و یا ابعاد تحقیق، شبیه به این وجود نداشته است. دانشنامه ایرانیکا برخلاف دانشنامه های متداول که خلاصه ای هستند از اطلاعات موجود، به صورت آکادمیک و تحقیقی هر مبحث و مدخلی را بررسی کرده و نکات اصیل و مستندی را ارائه می دهد.»

احسان یار شاطر می کوشد که برای نگارش و تحقیق هر مدخلی بهترین و مطلع ترین فرد را در جهان پیدا کند. به عنوان مثال بیش از دو سال در جستجوی یافتن فردی بود که بتواند مدخل مربوط به دو شهر رفسنجان و سیرجان را بنویسد.

«نیویورک تایمز» یادآوری می کند که احسان یار شاطر از  زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی به ایران نرفته است.

وی می گوید: «بی طرفی موجود در این دانشنامه مسلما به مذاق جمهوری اسلامی خوش نمی آید.»

احسان یار شاطر از چند سال پیش از کسالت رنج می برد. حالت لرزش شدید ابتدا در دستان وی ظاهر شد و اکنون به زانوان و جنجره وی نیز سرایت کرده، پیکر او کمی خمیده شده و ناچار است با کمک دیگران حرکت کند. اما به غیر از این هیچ مشکل دیگری ندارد و با صدای نحیف و لرزان خود می گوید: «توان محافظت بدن من در مقابل بیماری ها عالی است.»

احسان یار شاطر سالهای سال تا پاسی از شب گذشته کار می کرد تا موقعی که همسرش به دفتر کار می آمد و وی را به زور به خانه می برد. همسر وی در سال ۱۹۹۹ درگذشت. این زوج فرزندی نداشتند.

احمد کریمی حکاک از استادان برجسته مطالعات ایران که احسان یار شاطر را به خوبی می شناسد یادآوری می کند که وی تا ساعت سه صبح مشغول قرائت و تصحیح متون دانشنامه بود و سه ساعت بعد دوش می گرفت و دوباره بر سر کار می آمد.

احسان یار شاطر امیدوار است که دیگران نیز به همین اندازه علاقه و پشتکار نشان دهند. هفده سال طول کشید تا بالاخره جانشینان خود را انتخاب کرد. امروز او فقط تا ساعت ۹ شب کار می کند و پس از بازگشت به خانه از سرگرمی جدید خود که فراگرفتن زبان روسی است لذت می برد.

هزارو ۴۸۰ نفری که از گوشه و کنار جهان با این پروژه همکاری کرده و تاکنون ۶۵۰۰ مدخل را برای دانشنامه ایرانیکا تدوین کرده اند با پشتکار بی نظیر آقای یار شاطر آشنا هستند. همه می دانند که به هر صورتی که شده ، با زبان نرم و یا با زور، آقای یارشاطر آنها را مجبور خواهد کرد که وظیفه خود را به بهترین نحو انجام دهند.

«احمد اشرف» مدیر مسئول این پروژه می گوید: اکثر کسانی که با این طرح همکاری می کنند به خاطر علاقه شخصی است و میزان حقوقی که دریافت می کنند واقعا جنبه سمبلیک دارد.

احسان یار شاطر به دقتی بی نظیر در تدوین شهرت دارد و خود می گوید:« شاید در طبیعت من چیزی هست که به دنبال اشتباهات می گردم. در هر حال با وجودیکه به همکاران علاقه فراوان دارم ولی نمی توانم یا عادت ندارم که از آنها تقدیر و تمجید کنم.»

روی متحده، پروفسور دانشگاه هاروارد می گوید که احسان یارشاطر از معدود باقی ماندگان نسلی از پژوهشگران است که هنوز معتقدند می شود مقاطع و مباحث مهم تاریخ بشری را در گنجینه زبان های مهم جهان جمع آوری کرد.

روزنامه «نیویورک تایمز» می نویسد که احسان یار شاطر در دوران جوانی در لهجه های ناشناخته رایج در ایران تحقیق می کرد و کتاب بسیار مهمی در عرصه زبان شناسی ایران نوشت.

در دهه ۱۹۵۰ او با تاسیس یک موسسه ترجمه و نشر، آثار کلاسیک غرب را برای فارسی زبانان ترجمه می کرد. از سال ۱۹۶۱ در مقام پروفسور زبان فارسی در دانشگاه کلمبیا کار خود را آغاز کرد و در سالهای فعالیت خود منابع مهمی همچون ده جلد تاریخ طبری، منابع دانشگاه کمبریج در مورد تاریخ ایران و یک مجموعه در مورد تاریخ و فرهنگ ایران را تدوین و سردبیری کرد.

در سال های دهه ۱۹۹۰ او به این نتیجه رسید که جهان خارج مهمترین دستاوردهای فرهنگ ایران زمین یعنی شعر پارسی را نمی شناسد. به همین خاطر کار روی یک مجموعه ۲۰ جلدی در مورد ادبیات فارسی را آغاز کرد.

او با صدایی آرام و لبخندی بر لب می گوید: «در آن زمان بود که پی بردم من یک نوع مرضی دارم و آن این است که اگر قرار باشد کاری انجام بگیرد به من این احساس دست می دهد که باید این کار را خودم شروع کنم.»