تحلیل انتقادی گفتمان 1: تعاریف ابتدایی

تحلیل انتقادی گفتمان یکی از شاخه های بین رشته ای زبانشناسی است که پیوندهای عمیقی با علوم انسانشناسی، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی سیاسی، شناخت اجتماعی و مطالعات فرهنگی دارد. این علم روابط زبانی و گفتمانی "قدرت" را با زیردستان می سنجد و بر آن است تا با نشان دادن حربه های مورد استفاده گفتمان مسلط برای اعمال قدر ت خود بر مردم، آگاهی ببخشد و آزادی. ون دایک (1997) معتقد است مطالعات انتقادی گفتمان علمی بین رشته ای است که متن و گفتار را در تمام زمینه های علوم انسانی و اجتماعی بررسی می کند.

تحلیلگر انتقادی گفتمان در پی کشف راههایی است که قدرت از طریق آنها با استفاده از زبان و گفتمان به اهداف اجتماعی نظر دارد؛ این اهداف یا در راستای حفظ وضع موجود سیاسی-اجتماعی است یا در راستای تغییر آن، بنابراین هم مورد استفاده محافظه کاران قرار می گیرد و هم مورد استفاده تحول خواهان.

در تحلیل انتقادی گفتمان به 2 مساله توجه ویژه می شود: 1- چه اتفاقی در حال وقوع است (مثلا یک سخنرانی رسمی) 2- این اتفاق در راستای تغییر وضع موجود است یا حفظ آن.

شیوه های پرکاربرد مورد استفاده در تحلیل انتقادی گفتمان بدین شرح است: 1- تحلیل بافتی که اتفاق زبانی در آن واقع می شود (مثلا سخنرانی در حضور چه کسانی و با چه پوشش خبری اجرا می شود) 2- شیوه های مشاهده ای مبتنی بر ضبط و تحلیل زبان طبیعی مورد استفاده 3- مشاهده فعال، جایی که خود پژوهشگر به عنوان شرکت کننده وارد وقایع می شود 4- استفاده از نظر کارشناسان در زمینه های تخصصی لازم.

از این پس سری یادداشت هایی در این مورد خواهم نوشت برای آگاهی و برای رهایی از بندهای نامریی قدرت و گفتمان اش. تلاش خواهم کرد در حد امکان از سخت گویی های روشنفکرنمایانه پرهیز کرده و در نهایت سادگی و ایجاز بنویسم تا تمام شما عزیزان بدانید آنچه را که بوده.