جلسه اول

معرفی مکتب لایپزیگ

مكتب لایپزیگ (The Leipzig School)
اولین مكتب ترجمه شناسی است كه طی دهه هفتاد در آلمان تاسیس شد. موسسان این مكتب (كاده، كلر، نیوبرت، كاترینا وایس) نگاهی نسبتا علمی به ترجمه داشتند و مدعی بودند برخلاف دیگر ترجمه ـ پژوهان كه عمدتا به ترجمه ادبیات توجه داشتند،آنها به ترجمه علمی ـ فنی توجه داشتند. در حوزه ترجمه علمی و فنی یكی از مهمترین مسائل معادل گزینی بود.
طبقه بندی كلر (koller)
كلر انواع معادل (equivalent) را بر اساس انواع معنا تقسیم بندی كرده است:
ـ معنای مستقیم denotative
ـ معنای تلویحی connotative
ـ معنای متنی text normative
ـ معنای منظوریpragmatic
ـ معنای صوری یا دستوری formal
بنا به نظر كلر ، معادل را میتوان بر اساس یكی از موارد فوق انتخاب كرد. وقتی از انواع معادل صحبت می كنیم یعنی این معانی از هم متمایزند. مثلا وقتی در متنی زمان ماضی نقلی به زمان حال ساده ترجمه میشود در واقع معادل صوری برای آن منظور شده است. در مورد معادل تلویحی باید گفت كه تلویح چیزی نیست كه در خود كلمه باشد تا مبنای انتخاب معادل واقع شود. بلكه چیزی است در اجتماع و مترجم. پس تلویح در واقع نوعی معادل نیست و در داخل معادل میآید و نمی توان آن را معیار معادل گزینی قرار داد.

طبقه بندی نیوبرت (Neubert)
نیوبرت یكی دیگر از افراد مكتب لایپزیگ است. نگاه نشانه شناختی به معادل دارد و میگوید معادل در سه سطح معنا، نحو و منظور وجود دارد كه معادل معنایی به دو نوع دیگر اولویت دارد. اما در جایی كه پارامتر منظوری وجود دارد به قدری قوت دارد كه معادل معنایی و نحوی را كنترل میكند.
طبق این دیدگاه هر كلمه در واقع به یك موضوع و به یك مدلول اشاره میكند و در تركیب دستوری خاصی به كار میرود كه ممكن است برای هر فرد تلویح خاصی داشته باشد.
پارامتر منظور شناسی همه جا وجود ندارد و تنها در بعضی جاها با آن مواجه هستیم.. مثلا در ترجمه انگلیسی جملاتی مانند: "خسته نباشید"  نمی توان گفت: don't be tired! یا  Do you have a watch?  را نمی توان به جای جمله "ساعت خدمتتان هست؟" به كار برد. در این موارد از معنای الفاظ صرف نظر میكنیم و پارامتر منظور شناختی (منظوری) تعیین میكند كه جمله را با چه واژگانی ترجمه كنیم.

طبقه بندی نیومارك (Newmark)
نیومارك در اوائل دهه هشتاد با طبقه بندی متنها بر اساس نقشهای زبانی سه نوع ترجمه  را پیشنهاد كرد. برخی اعتقاد دارند این تقسیم بندی جدیدی نیست و شكل امروزی همان طبقه بندی لفظ به لفظ و آزاد است.
انواع متن بر حسب انواع نقشهای زبان در طبقه بندی نیومارك به این شرح است:
1ـ نقش اطلاعاتی Information
2ـ نقش توصیفی Expressive
3ـ نقش خطابی یا ایجابی Vocative
زبان برای ردو بدل كردن اطلاعات به كار میرود. بنابراین یك نقش مهم زبان نقش اطلاعاتی است. نقش دیگر اینكه زبان برای توصیف و بیان چیزی به كار میرود. بنابراین نقش توصیفی دارد. نقش دیگر زبان نقش خطابی است. یعنی كسی یا گروهی منادا و مخاطب پیام زبانی واقع میشوند. البته این بدان معنا نیست كه دو نقش اطلاعاتی و توصیفی مخاطبی ندارند، بلكه در نقش خطابی این جنبه قوی تر است. در واقع هركدام از این نقشها در متنی نمایان تر باشد متن به همان نام شناخته می شود.
بارزترین نمونه متن های اطلاعاتی عبارتند از اخبار، درسنامه ها، مقاله های علمی و فنی، رساله ها. متن های توصیفی نظیر متون ادبی و متن های خطابی نظیر متون حقوقی و تبلیغاتی است. یك متن ممكن است هر سه نقش را هر یك به درجاتی داشته باشد.
 متن های خطابی كنش اجتماعی به دنبال دارند. این متن ها اعم از تبلیغاتی و حقوقی به طور غیر مستقیم نقش ترغیبی یا تحذیری در انجام كنش دارند.مثال: پپسی نوشابه نسل جوان ! یا هركس دزدی كند دستش قطع میشود!
متن اطلاعاتی عمدتا خواننده مدار است و جون متناسب با سطح درك و فهم خواننده تدوین میشود در سطح زبانی خواننده است. به اعتقاد نیومارك عناصر فرهنگی یك متن اطلاعاتی باید neuter یا خنثی شود كه در جامعه مقصد معلوم نشود كه ترجمه است. چرا كه هدف اینست كه متن برای خواننده هرچه خواندنی تر، روان تر، قابل فهم تر، باشد. مثلا در یك متن اطلاعاتی عبارتی مثل Sunday clothesرا بهتر است لباس میهمانی ترجمه كنیم.
نمونه بارز متن توصیفی ادبیات است. آنچه كه متن ادبی را از غیر ادبی متمایز میكند شیوه گفتن است. گزارش ادبی یك موضوع با گزارش خبری آن قطعا متفاوت است.
در متن توصیفی معنا و سطح هر دو اهمیت دارند. البته باز معنا ارجحیت دارد. سطح نیز گاهی اوقات به اندازه معنا در ادبیات اهمیت پیدا میكند.
كیفیت نوشته و نحوه بیان اندیشه هر نویسنده ای باعث تمایز آثار ادبی از یكدیگر میشود. پس در ترجمه برای تمایز میان نثر نویسندگان مختلف چاره ای نیست جز اینكه ویژگیهای نثر نویسنده را نشان بدهیم. در این صورت ترجمه قطعا نویسنده مدار میشود و بیشتر لیترال(لفظ به لفظ). لذا سطح زبانی هم سطح زبان نویسنده خواهد بود. یعنی صمن اینكه خواننده باید متن را بفهمد سعی می كنیم حضور نویسنده را همه جا نشان دهیم. ترجمه متن های خطابی نیز قطعا لیترال میشوند.