من كه در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟
دل پر از شوق رهایی است ولی ممكن نیست
به زبان آورم آن را كه تمنا دارم
چیستم؟ خاطره زخم فراموش شده
لب اگر باز كنم با تو سخن ها دارم
با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟
چیزی از عمر نمانده ست، ولی می خواهم
خانه ای را كه فرو ریخته برپا دارم
ماهی/ فاضل نظری