ویژگیهای یک مقاله علمی پژوهشی ISI
محمد مهدی سپهری
مقدمه: در این نوشته به ویـژگیهـای کلّی یک مقاله علمی - پژوهشی برای انتشــار در نشریاتـی که مقـالات آنها مـورد داوری قرار میگیرند (Refereed Journals) پرداخته شده است. این نشریات یا مجلّهها پس از دریافت مقاله آن را برای داوری نزد سه یا چند نفر از داوران که به موضوع مورد بحث مقاله آشنایی دارند ارسال میدارند. پس از دریافت نظرات و پیشنهادات داوران، در صورتی که مقاله قابلّیت انتشار داشته باشد، نشریه مقاله مورد بحث را منتشر مینماید. چارچوبهای آورده شده در این نوشته نیز میتواند برای مقالههای ارسالی برای همایشهای علمی که مقالات آنها داوری میشوند مورد توجّه قرارگیرد.
برچسب ها:
ISI ،
مقاله علمی - پژوهشی ،
چرا کتابهای ایرانی ترجمه نمیشوند؟
کتاب
- چرا ایران علیرغم فرهنگ و ادبیات غنی و ریشهداری که دارد هنوز به
توفیق چندانی در ترجمه کتابهایش دست پیدا نکرده است؟
پیروزه روحانیون
اواخر فروردین ماه امسال در مراسم
اختتامیه همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور «سیدمهدی مصطفوی»، مشاور فرهنگی رئیسجمهور
و رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از گسترش نهضت ترجمه آثار نویسندگان و
اندیشمندان ایرانی بهخصوص رمانها و کتابهای فرهنگی- تربیتی خبر داد و اعلام کرد
تاکنون در این زمینه قدمهای ارزشمندی برداشته شده است.
ترجمه آثار ادبی یکی از بهترین راههای
گسترش فرهنگ ملل مختلف است، ضمن اینکه ناشران و نویسندگان برای معرفی خود و
آثارشان به جهان همواره در صدد فراهم کردن زمینههایی برای ترجمه این آثار به دیگر
زبانها و ورود آنها به چرخه بازار جهانی فرهنگ هستند. اما چرا ایران علیرغم
فرهنگ و ادبیات غنی و ریشهداری که دارد هنوز به توفیق چندانی در این عرصه دست
پیدا نکرده است؟
کاری که به بازار فروش نرسد،
ترجمه نشده است
در سالهای گذشته اقداماتی برای نشر آثار نویسندگان ایرانی در کشورهای دیگر
انجام شد و در این میان ناشران کودک و نوجوان حضور موفقتری نسبت به دیگر ناشران
داشتند. شاید دلیل اینکه کتابهای کودک و نوجوان (بهخصوص کتابهای تصویری) حضور
پررنگتری در بازارهای جهانی دارند، تلاشهای مؤسساتی مثل خانه ترجمه و افرادی چون
مرحوم «حسین ابراهیمی الوند» برای معرفی کتابهای برگزیده کودک و نوجوان در
نمایشگاههای بینالمللی باشد.
طبق گفته «مصطفی رحماندوست» نویسنده کودک
و نوجوان، به طور متوسط سالانه 2 یا 3 کتاب در حوزه کودک و نوجوان به زبانهای
دیگر ترجمه میشود. او میگوید: «این سیستم که نویسندگان و ناشران خودشان آثار را
به زبانهای دیگر ترجمه و در کشورها توزیع کنند، اشتباه است. روندی که بیشتر کتابها
برای ترجمه و انتشار در سطح بینالمللی طی میکنند، به این صورت است که مؤسسات
دولتی کتابهایی را با رویکرد خاص (که بیشتر مذهبی هستند) ترجمه میکنند و رایزنهای
فرهنگی در سفارتخانهها آنها را توزیع میکنند و البته بیشتر این کتابها در
سفارتخانهها خاک میخورند، چون این مسیر از ابتدا اشتباه است.»
«مهدی غبرایی»، که ترجمه کتابهایی مثل
کوری، پرنده خارزار و هزار خورشیده تابان به زبان فارسی را در پرونده کاری خود
دارد معتقد است: «همانطور که ما کتابهای غربی را انتخاب و به زبان فارسی ترجمه میکنیم،
کتابهای ما هم باید در معرض گزینش مترجمان و ناشران دیگر کشورها قرار گیرد و آنها
با توجه به ویژگیها و جذابیتهای کتاب برایشان و اوضاع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی
مخاطبانشان آثار را انتخاب کنند و به زبان خودشان ترجمه کنند.»
«فریده خلعتبری»، مدیر انتشارات شباویز هم
دو مسیر بر سر راه ترجمه و انتشار آثار ایرانی میبیند و میگوید: «سازمانها و
ناشران دولتی با بودجه خاصی که در اختیار دارند، کتابهایشان را ترجمه میکنند و
چون دولتی هستند از امکانات سفارتخانهها برای توزیع آنها استفاده میکنند که
البته این توزیع محدود به افرادی است که با سفارتخانهها در ارتباط هستند. این
مسیر طبعاً نمیتواند به گسترش فرهنگ ایرانی در کشورهای دیگر کمکی کند چون آثار نه
مسیر متداولی را طی میکند و نه مخاطب عمومی دارد.» او راه دیگر انتشار آثار
ایرانی در کشورهای مختلف را قانع کردن ناشران خارجی برای ترجمه و توزیع کتابها میداند:
«ناشر خارجی باید قانع شود که با کتاب درخور توجه و شایستهای روبهرو است و در آنصورت
کپیرایت کتاب را میگیرد و ترجمه میکند و توزیع بینالمللی کتاب به دست او میافتد.
به اینترتیب نام ایران در بازارهای جهانی شنیده میشوند و مخاطبان با نام نویسنده
ایرانی آشنا میشوند. اما نباید فراموش کرد که این راه سخت و هزینهبر است.»